Mohammad 's weblogگاه نوشت های محمد حکیمی


صفحه اصلی
آرشیو
پست الکترونیکی
. . .
من به روشنی فردا ایمان دارم
و بهار را انتظار می کشم
گرچه هنوز فضا
آغشته به سرمای زمستانی ست
من به سبزی برگ
به آواز بلبلان
به رقص شکوفه بر درخت
من به بهار ایمان دارم
و تو ای نسیم
با من بیا
آرام و سبک بال
از سردی روزهای پایان
به لطافت آغاز برس
باید امروز مشتی برف
با خود برداری
شاید فردا شکوفه‌ها تشنه باشند!

 .: 0 نظر :.   نوشته شده در تاریخ  4:55 PM Saturday, March 29, 2008

تجربه ای جالب !
برای آمادگی برای آزمون سرممیزی سیستم مدیریت امنیت اطلاعات حدود یک هفته در قرنطینه زندگی کردم! یک هفته زندگی در هتل!
تجربه ای جالب بود!

گام بعدی؟

(امروز 9 اسفند بود. یادمه . . . )

 .: 1 نظر :.   نوشته شده در تاریخ  6:53 PM Thursday, February 28, 2008

حسرت همیشگی
حرف‌های ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می‌کنی:
وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی!

پیش از آن‌که با خبر شوی
لحظه‌ی عزیمت تو ناگزیر می‌شود

آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی!

ناگهان

چقدر زود
دیر می‌شود

«سفر ايستگاه»

قطار می‌رود
تو می‌روی
تمام ايستگاه می‌رود

و من چقدر ساده‌ام
كه سال‌های سال
در انتظار تو
كنار اين قطار رفته ايستاده‌ام
و همچنان
به نرده‌های ايستگاه رفته
تكيه داده‌ام!


 .: 3 نظر :.   نوشته شده در تاریخ  9:42 PM Saturday, November 17, 2007


امسال بیشترین تعداد تبریک تولد رو از دوستان و اطرافیان دریافت کردم. هیجان انگیز بود. ولی جای خالی یک تبریک رو کاملا حس کردم. امیدوارم هرجا هستی سلامت باشی و سرشار از پیروزی.


یه تبریک هیجان انگیز هم گفتم! D:


خیلی اتفاقی الان این شعر توی ذهنم زمزمه شد . . .

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست
کلاه داری و آیین سروری داند
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که دوست خود روش بنده پروری داند
غلام همت آن رند عافیت سوزم
که در گداصفتی کیمیاگری داند
وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی
وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند
بباختم دل دیوانه و ندانستم
که آدمی بچه​شیوه پری داند
هزار نکته باریکتر ز مو این جاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند
مدار نقطه بینش ز خال توست مرا
که قدر گوهر یک دانه جوهری داند
به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد
جهان بگیرد اگر دادگستری داند
ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند


 .: 1 نظر :.   نوشته شده در تاریخ  3:46 PM Saturday, October 20, 2007




. . .
و اين ماه در ميان ما ستوده زيست، و با ما پسنديده مصاحبت كرد و بهترين سودهاى جهانيان را بهره ما ساخت، و آنگاه به هنگام پايان يافتن وقت و سرآمدن مدت و كامل شدن شماره‏اش از ما جدا شد، پس ما آن را مانند كسى وداع مى‏كنيم كه فراقش بر ما دشوار آمده و روى بر تافتنش ما را به وحشت افكنده، و او را بر ذمه ما پيمانى نگاه داشتنى، و حرمتى رعايت كردنى، و حق گزاردنى لازم شده.

از اين رو همگى مى‏گوئيم:
بدرود اى بزرگترين ماه خدا، و اى عيد دوستان خدا
بدرود اى گرامى‏ترين مصاحب از ميان اوقات، و اى بهترين ماه در ايام و ساعات.
بدرود اى ماهى كه بر آمدن كامها در آن آسان و اعمال نيك در آن منتشر و فراوان است.
بدرود اى همنشينى كه چون پديد آيد احترامش بزرگ، و چون ناپديد شود فقدانش دردناك است. و اى مايه اميدى كه فراقش رنج افزاست.
بدرود اى همدمى كه چون رو آورد مايه انس شد و شادى انگيخت، و چون سپرى شد، وحشت افزود و متألم ساخت.
بدرود اى همسايه‏اى كه دلها در جوار آن رقت گرفت، و گناهان در آن كم شد.
بدرود اى يارى دهنده‏اى كه ما را در مبارزه شيطان يارى داد، و اى رفيقى كه راههاى احسان را هموار ساخت.
بدرود، چه بسيارند آزاد شدگان خدا در دوران تو، و چه نيكبخت است به سبب تو كسى كه احترامت را منظور داشته است.
بدرود، كه چه زداينده بودى گناهان را! و چه پوشاننده بودى انواع عيبها را!
بدرود، چه طولانى بودى بر گناهكاران! و چه با هيبت بودى در دلهاى مؤمنان.
بدرود اى ماهى كه روزها با تو سر همسرى ندارند،
بدرود كه از هر جهت موجب سلامتى.
بدرود كه همنشينيت مكروه، و معاشرتت نكوهيده نيست.
بدرود، همچنانكه با ارمغان بركات بر ما وارد شدى، و آلودگى گناهان را از ما فرو شستى.
بدرود كه وداع با تو از روى خستگى، و ترك روزه‏ات از سر ملالت نيست.
بدرود كه پيش از آمدن در آرزوى تو بوديم، و پيش از رفتن از انديشه فراقت محزونيم.
بدرود چه بسا بديها كه به يمن تو از جانب ما گشته، و چه خوبيها كه به بركت تو بر ما روان شده!
بدرود تو را و شب قدرى كه از هزار ماه بهتر است.
بدرود، که ديروز چه سخت به تو دل بسته بوديم، و فردا چه بسيار بتو مشتاق خواهيم بود!
بدرود تو را و بر فضيلتت كه از آن محروم شديم، و بركات گذشته‏ات كه از ما ربوده شد.


خدايا، ما اهل اين ماهيم كه ما را به آن تشريف بخشيدى، و ما را براى حق‏شناسى آن توفيق دادى. در آن زمان كه بدبختان قيمت وقتش را نشناختند و به علت بدبختى خود از فضل آن محروم ماندند. و توئى سرپرست ما در شناختن فضيلتش، كه ما را براى آن برگزيدى، و وظائفش كه ما را به آن رهبرى كردى. و ما - با اعتراف به تقصير - به توفيق تو صيام و قيامش را عهده‏دار شديم. و اندكى از بسيار را بجا آورديم .

خدايا، پس از سر اعتراف به بدكردارى و به آيين اقرار بر سهل انگارى حمد تو مى‏گوئيم و پشيمانى قطعى دلها، و عذر صادقانه زبانهامان را بتو اختصاص مى‏دهيم پس ما را بر تقصيرى كه بما اصابت كرده، اجرى عطا كن كه به نيروى آن خيرى را كه دلخواه ما است دريابيم و اندوخته‏هائى را كه مورد علاقه شديد ما است به عوض بستانيم. و عذر ما را در تقصير از پرداخت حق خود بپذير، و آينده عمر ما را به ماه رمضان ديگر برسان. و چون ما را به ماه رساندى بر انجام عبادتى كه زيبنده تو باشد يارى ده، و بر قيام به طاعتى كه لايق موجب تدارك حق تو در آن دو ماه كه از ماههاى زمان است، بدست ما جارى كن.

خدايا، هر معصيت صغيره يا كبيره‏اى كه در اين ماه پيرامون آن گشته‏ايم، يا گناهى كه به آن آلوده شده‏ايم، يا خطائى كه مرتكب گشته‏ايم: از روى عمد يا فراموشى، به ستم كردن بر خود يا به هتك حرمت ديگرى، پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را از آن در پرده ستارى خود بپوشان، و به عفوت از ما در گذر، و ما را در آن ماه نصب العين شماتت كنندگان مساز. و زبان طعنه زنندگان را بر ما مگشاى، و ما را به مهربانى بى‏پايان و فضل كاستى ناپذيرت به كارى بگمار كه سبب فرو نهادن و پوشاندن آن چيز شود كه در آن ماه بر ما نمى‏پسندى .

خدايا، بر محمد و آلش رحمت فرست، و مصيبت رفتن ماه ما را جبران كن، و روز عيد و روزه گشودنمان را بر ما مبارك ساز و آن را از بهترين روزهائى قرار ده كه بر ما گذشته است: جالبترين روزها براى عفو، و پاك كننده‏ترين روزها براى گناه، و گناهان پنهان و آشكار ما را بيامرز.

خدايا، با بيرون رفتن اين ماه، ما را از گناهانمان بيرون آور، و همراه خارج شدنش ما را از بديهامان خارج ساز. و ما را از خوشبخت‏ترين اهل اين ماه بوسيله اين ماه، و از پرنصيب‏ترين ايشان در اين ماه و از بهره‏مندترين ايشان در اين ماه قرار ده.

خدايا، هر كس كه اين ماه را چنانكه شايسته رعايت است رعايت كرده، و حرمتش را چنانكه شرط نگهدارى است نگاه داشته، و به حدودش چنانكه شايسته قيام است بپاخاسته، و از گناهان خود، چنانكه حق پرهيزكارى است، پرهيز كرده، يا بوسيله تقربى بتو نزديكى جسته: كه تو را از خود راضى، و رحمتت را به او معطوف ساخته، پس مانند آنچه به او بخشيده‏اى از توانگرى خود بما ببخش، و چندين برابر آن را از فضل خود بما عطا كن. زيرا كه فضل تو كاستى نمى‏گيرد، و خزانه‏هايت نقصان نمى‏پذيرد، بلكه افزون مى‏شود، و معادن احسان تو، فانى نمى‏شود، و همانا كه بخشش گوارا، بخشش تو است.

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مانند ثوابهاى آن كس را براى ما بنويس كه تا روز رستاخيز در آن ماه روزه داشته، يا در عبادت تو كوشيده است.

خدايا، در اين روز كه آن را براى مؤمنان عيد و شادى، و براى اهل ملت خود روز اجتماع و تعاون قرار دادى، پيش تو توبه مى‏كنيم: از هر گناهى كه مرتكب شده‏ايم، يا هر كار بدى كه از پيش فرستاده‏ايم، يا انديشه بدى كه در دل داشته‏ايم: توبه كسى كه خيال بازگشت به گناه در دل ندارد، و پس از توبه به خطا باز نمى‏گردد: توبه خالصى كه از شك و ريب پيراسته باشد. پس آن را از ما بپذير، و از ما خشنود شو، و ما را بر آن ثابت بدار.

خدايا، ترس از عذاب وعيد، و شوق به ثواب موعود را روزى ما ساز، تا لذت آنچه را كه از تو مسألت مى‏كنيم و شدت اندوه آنچه را كه از آن بتو پناه مى‏بريم در يابيم. و ما را نزد خود از توبه كنندگانى قرار ده كه محبتت را بر ايشان لازم ساخته‏اى، و بازگشتشان را به طاعت خود، پذيرفته‏اى. اى عادلترين عادلان.

خدايا، بر محمد پيامبر ما و آل او رحمت فرست، همچنانكه بر فرشتگان مقرب خود رحمت فرستادى. و بر او و آلش رحمت فرست، همچنانكه بر پيامبران مرسلت رحمت فرستادى و بر او و آلش رحمت فرست، همچنانكه بر بندگان صالحت رحمت فرستادى، و بهتر از آن اى پروردگار جهانيان: چنان رحمتى كه بركتش بما برسد، و نفعش بما عايد شود و به موجب آن دعايمان مستجاب گردد، زيرا كه تو كريمتر كسى هستى كه بر او توكل كنند و بخشنده‏تر كسى هستى كه از فضلش مسئلت نمايند. و تو بر هر چيز قدرت بى‏نهايت دارى.

وَ أَنْتَ عَلَى كُلّ شَيْ‏ءٍ قَدِير.


گزیده ای از دعای چهل و پنجم صحیفه سجادیه
منبع: http://www.aviny.com/Sahifeh/SAHFE13.aspx

 .: 0 نظر :.   نوشته شده در تاریخ  9:28 PM Friday, October 12, 2007

شبی به یاد ماندنی
لحظه هایی ناب و کمیاب
در نقطه ای بلند و دور از شهر
رو به سوی دوست
زمزمه هایی عاشقانه
خواندن مستانه یار
در ترجیع بندی هزار بیتی


از غروب به این فکر بودم که ای کاش می شد در چنین شرایطی قرار بگیرم.
خوشحالم که شد.

 .: 0 نظر :.   نوشته شده در تاریخ  5:07 AM Monday, October 01, 2007

. . .
بسم الله الرحمن الرحیم
قد افلح المومنون
الذین هم فی صلاتهم خاشعون
والذین هم عن اللغو معرضون

- - - - - -

ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم
ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما

- - - - - -

من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی
یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند رقيبان که تو منظور منی

 .: 1 نظر :.   نوشته شده در تاریخ  4:22 AM Saturday, September 15, 2007




© استفاده از نوشته ها با درج لينک آزاد است.